كار مشاهدات و تجارب خود موٴلف و اطلاعاتي بوده كه شخصاً از مشاوران مسلمانش كسب‌ كرده بود. در آن برخي موضوعات كالبدشناسي جديد مطرح شده ــ از قبيل دارا بودن خلل و فرج‌ استخوان‌هاي پرندگان ــ و در باب مهاجرت پرندگان و حالت‌هاي مكانيكي پرواز بحث كرده‌ است‌. حتي فردريك در زمينه‌ٴ چگونگي جلب شدن لاشخوران به سوي شكارشان تجاربي‌ به دست آورد. علاقه‌ٴ او به جانورشناسي هر چند بر مدار بازداري بود، ولي بدان منحصر نمي‌شد. وي در جنوب ايتاليا نمايشگاه‌هايي از جانوران ترتيب داد و با برخي از حيواناتش در طول‌ كوه‌هاي آلپ به سفر پرداخت‌. نخستين زرافه با حمايت او در اروپا پديدار شد! مي‌توان گفت‌ نخستين سيركي كه در طول جاده‌هاي ايتاليا و آلمان به راه افتاد توسط شخص امپراتور سازمان‌ داده شده بود.
گفتيم كه بخشي از معلومات فردريك از آثار عربي اخذ شده بود. اخترشناس و كاتب وي‌ تئودوريك انطاكي يك رساله‌ٴ عربي را برايش ترجمه كرد، و او يك رساله‌ٴ فارسي را هم‌ مي‌شناخت‌. بعدها، دانيل كرمونائي هر دو رساله را براي پسر او آنزيو به زبان فرانسه ترجمه كرد. رساله‌ٴ خود فردريك هم پيش از پايان سده‌ٴ سيزدهم‌، به زبان فرانسه ترجمه شد.
چون نمي‌شد انتظار داشت اشرافي كه با پرندگان به شكار مي‌رفتند اهل فضل باشند، تأليف‌ رساله‌هاي بازداري به زبان‌هاي محلي يا ترجمه‌ٴ آنها از لاتيني موجب شگفتي نيست‌. غير از ترجمه‌هاي فرانسه‌اي كه ذكر شد رساله‌هايي هم از اين دوره به زبان‌هاي پرونسي و كاتالونيايي‌ در دست داريم‌.
اين آثار چند زباني گواهي است بر علاقه‌ٴ جهاني بدان ورزش اشرافي‌. از آن‌جا كه بازها و ساير پرندگان شكاري گران‌، و نگهداري‌، تربيت و مراقبت از سلامتشان دشوار بود، طبيعي است كه‌ برخي افراد، شكارچيان و شكاربانان با دقت بيشتري به مطالعه‌ٴ آنها مي‌پرداختند. بدين ترتيب‌، جانورشناسي مديون ورزش است‌. در قرون وسطا علم براي علم فكري محال بود؛ براي مطالعه‌ٴ هر چيزي‌، اخروي يا دنيوي‌، بايد علتي مي‌بود؛ معلوماتي كه كسب مي‌شد بايد به درد اين دنيا، يا آن دنيا مي‌خورد. در اين مورد كار بازداران دليل موجهي داشت‌، و بدين ترتيب در سده‌ٴ سيزدهم‌، پرنده‌شناسي به صورت مترقي‌ترين شاخه‌ٴ جانورشناسي درآمد.
4. مسلمانان شرقي‌. كتاب‌الاعتبار عبداللطيف حاوي شرحي از گياهان و جانوران مصر است‌؛ قسمت مربوط به گياهان به ويژه مهم است‌. ابن‌صوري پزشك شامي هم گياه‌شناس بزرگي بود و در حوالي دمشق و لبنان به گردآوري گياهان پرداخت‌. وي نقاشي به همراه داشت كه از گياهان در مراحل مختلف رشدشان تصويرهاي رنگي مي‌كشيد.
تيفاشي مصري موٴلف جواهرنامه‌ٴ نفيسي بود.
دو تن را هم كه به فارسي نوشتند مي‌توان بدين سه تن افزود. فريدالدين عطار، شاعر صوفي‌،